محمد الريشهري

107

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

درهايى گشوده و جلوى درها پرده‌هايى آويزان است . در ورودىِ راه ، دعوتگرى مىگويد : " اى مردم ! همگى به راه در آييد و پراكنده نشويد " . دعوتگر ديگرى نيز از فراز راه [ مردم را به در آمدن در راه ] دعوت مىكند . پس هر گاه انسان بخواهد يكى از آن درها را بگشايد ، او مىگويد : " واى بر تو ! آن را باز مكن ؛ زيرا اگر بازش كنى ، وارد آن مىشوى " . آن راه ، اسلام است و آن دو ديوار ، حدود خدايند و درهاى گشوده ، محارم خدا و آن دعوتگرِ سر راه ، كتاب خدا و آن دعوتگرِ فراز راه ، واعظ خداوند متعال در دل هر مسلمان است . 5037 . الدرّ المنثور به نقل از ابن مسعود : پيامبر خدا با دستش خطّى كشيد و آن گاه فرمود : " اين ، راه راست خداست " . سپس در سمت راست و چپ آن ، خطوطى رسم كرد و فرمود : " بر سر هر يك از اين راه‌ها ، شيطانى است كه به آن فرا مىخواند " . ايشان سپس اين آيه را قرائت كرد : " و اين است راه راست من . پس ، از آن پيروى كنيد و از راه‌ها [ ى ديگر ] پيروى مكنيد . . . " . 6 / 2 مَثَل پيامبر ، امّت او و رسالت او 5038 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : حكايت من و شما ، حكايت مردى است كه آتش افروخته است و پروانه‌ها و ملخ‌ها خود را به درون آن مىاندازند و او آنها را از آتش ، دور مىكند . من هم كمربندهاى شما را گرفته‌ام و از آتش ، دورتان مىكنم و شما از دستان من مىگريزيد [ و به سوى آتش مىرويد ] . 5039 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : حكايت من و شما ، حكايت عدّه‌اى است كه از هجوم دشمنى ، به خود مىترسند . از اين رو ، مردى را مىفرستند كه برايشان قراولى ببرد و در همين حال ، او دشمن را مىبيند و از بيم آن كه مبادا پيش از اين كه نزد افرادش برسد و به آنان هشدار دهد ، دشمن به آنان دست يابد ، با لباس خود ، سه بار علامت مىدهد كه :